google-site-verification=hM9FGrdSmBu90D7V2SCBgvMEeEMtHVCDS-sNvPxfraA

پس انداز مالیاتی چیست؟

پس انداز مالیاتی هر کشور بستگی به توانایی آن کشور در تولید کالاها و خدمات دارد. توانایی و قابلیت تولید یک کشور در جای خود به مقدار پس اندازها و سرمایه گذاری نیز بستگی دارد. آیا سیاست گذاران باید با اصلاح قوانین مالیاتی پس
 



یا برای تشویق پس انداز قوانین مالیاتی باید اصلاح شوند؟
سطح رفاه زندگی هر کشور بستگی به توانایی آن کشور در تولید کالاها و خدمات دارد. توانایی و قابلیت تولید یک کشور در جای خود به مقدار پس اندازها و سرمایه گذاری نیز بستگی دارد. آیا سیاست گذاران باید با اصلاح قوانین مالیاتی پس انداز و سرمایه گذاری بیش تر را تشویق کنند؟

نظرات موافقان: برای تشویق پس انداز قوانین مالیاتی باید اصلاح شوند

نرخ پس انداز ملی کلید تعیین کننده ی شکوفایی و رشد اقتصادی در بلند مدت است. وقتی نرخ پس انداز بیش تر است منابع بیش تری برای سرمایه گذاری در احداث کارخانه های جدید در دسترس می باشد ذخایر بیش تر ماشین آلات و تجهیزات نیز در جای خود موجب افزایش بهره وری، افزایش دستمزدها و درآمدها می شود. بنابراین تعجبی ندارد که آمار و ارقام بین المللی نشان می دهند که یک همبستگی قوی بین نرخ های پس انداز ملی و شاخص های رفاه اقتصادی وجود دارد.
مردم به انگیزه های خود پاسخ می دهند. این اصل یادآوری می کند که باید نسبت به تصمیم گیری های مردم در مورد مقدار پس انداز توجه بیش تری داشته باشیم. اگر قوانین یک کشور مشوش پس انداز باشد مردم بخش بیش تری از درآمد خود را پس انداز می کنند و این پس انداز بیش تر موجب شکوفایی بیش تر اقتصاد در آینده می شود.
متأسفانه نظام مالیاتی امریکا با وضع مالیات های سنگین بر درآمد پس انداز را تشویق نمی کند. به طور مثال یک کارگر با 25 سال سابقه ی کار را در نظر بگیرید که 1000 دلار از درآمد خود را برای زندگی بهتر در دوران بازنشستگی و در سن 70 سالگی پس انداز می کند. اگر این شخص یک ورقه ی قرضه با نرخ سود 10 درصد خریداری کند، در غیاب مالیات بر سود، پس از 45 سال پس انداز او در مجموع 72900 دلار خواهد بود. حال فرض کنید نرخ مالیات نهایی بر درآمد سود (بهره) 40درصد باشد، در این حالت نرخ بهره پس از کسر مالیات فقط 6 درصد است و 1000دلار پس انداز این شخص پس از 45 سال فقط 13800 دلار خواهد بود. به عبارت دیگر نرخ مالیات بر درآمد بهره، منافع ناشی از پس انداز 1000 دلار را از 72900 دلار به 13800 دلار (یا حدود 80 درصد) کاهش می دهد.
نظام مالیاتی با اخذ مالیات مجدد از برخی درآمدهای سرمایه موجب دلسردی پس اندازکنندگان می شود. فرض کنید یک فرد پس انداز خود را صرف خرید سهام یک شرکت می کند. وقتی شرکت سود حاصل از سرمایه گذاری را به دست می آورد ابتدا مالیات بر سود خود را با نام مالیات بر درآمد شرکت به دولت پرداخت می کند. اگر شرکت باقیمانده ی سود را (پس از پرداخت مالیات) به صورت سود سهام به سهامداران پرداخت کند. آن گاه سهامداران نیز باید برای بار دوم مالیات بر درآمد ناشی از سود سهام را به دولت پرداخت کنند. این پرداخت مضاعف قطعاً باعث کاهش عایدی سهامداران شده و در نتیجه انگیزه ی آن ها نسبت به پس انداز کاهش می یابد.
چنان چه یک شخص بخواهد ثروت انباشت شده ی خود را برای فرزندانش به ارث بگذارد به جای آن که آن ها را در طول عمر خویش خرج کند قوانین مالیاتی می تواند موجب کاهش انگیزه ی پس انداز در این فرد شود. والدین می توانند بخشی از دارایی و ثروت خود را بدون پرداخت مالیات به فرزندان خود ببخشند ولی اگر ارثیه ی باقیمانده بسیار زیاد باشد نرخ مالیات بر ارث تا 55 درصد نیز افزایش خواهد یافت. تا حد زیادی توجه به پس انداز ملی به منظور شکوفایی اقتصاد برای نسل های آینده موجب تشویق پس انداز می شود. بنابراین شاید عجیب به نظر برسد که قوانین مالیاتی بتواند بر مستقیم ترین روش های کمک یک نسل به نسل های آینده تأثیر منفی داشته باشد.
علاوه بر نظام مالیاتی سیاست های بسیار زیاد و نهادهای گوناگونی در جامعه ی ما وجود دارد که باعث کاهش انگیزه ی پس انداز در خانوارها می شود. برخی خدمات دولتی مانند رفاه عمومی و بهداشت شاخص هایی برای آزمون این مسئله هستند که آیا منافع کسانی که در گذشته از روی احتیاط بخشی از درآمد خود را پس انداز کرده اند تأمین شده یا نه؟ یک سیاست مالیاتی مانند مالیات بر ثروت و نظایر آن باعث دلسردی دانش آموزان و والدین آن ها نسبت به پس انداز می شود.
روش های مختلفی وجود دارد که با توجه به نظام مالیاتی انگیزه ی پس انداز را افزایش دهیم یا حداقل بی میلی به پس انداز که در حال حاضر خانواده ها دچار آن هستند کاهش یابد. تقریباً تمام قوانین مالیاتی به نوعی باعث تغییر رفتار افراد و انتخاب روش های مختلف پس انداز برای دوران بازنشستگی می شود. وقتی یک مالیات دهنده درآمد خود را در یک حساب سپرده ی بازنشستگی (1) (IRA) قرار می دهد، اصل سپرده و بهره ی آن معاف از مالیات است و فقط در دوران بازنشستگی قابل برداشت است. طرح های مختلف بازنشستگی وجود دارد. به هر حال محدودیت هایی برای افراد سپرده گذاری که یک طرح واجد شرایط را انتخاب می کنند وجود دارد، به این صورت که افراد واجد شرایط با محدودیت سپرده گذاری در این حساب ها رو به رو هستند. علاوه بر این افرادی که قبل از رسیدن به سن بازنشستگی از این حساب ها برداشت کنند مشمول جریمه می شوند، این طرح های بازنشستگی انگیزه ی سایر طرح های پس انداز را کم می کند، طرح های پس انداز برای خرید خانه یا کمک هزینه ی تحصیلی. یک گام کوچک برای تشویق به پس انداز بیش تر باعث ارتقای توانایی خانوارها در استفاده از این نوع حساب های پس انداز معاف از مالیات است.
یک رهیافت جامع نیز بازبینی مجدد تمام مبانی و اصول جمع آوری مالیات از سوی دولت است. سنگ بنای نظام مالیاتی امریکا مالیات بر درآمد است. یک دلار درآمد چه خرج شود و چه پس انداز، مبنای اخذ مالیات است. برخی اقتصاددانان از دیدگاه مالیات بر مصرف جانبداری می کنند. تحت نظام مالیات بر مصرف، یک خانوار با توجه به مصرف یا مخارج خود مالیات می پردازد. چنان چه درآمد خانوار پس انداز شود معاف از مالیات است مگر آن که پس انداز صرف مصرف یا هزینه برای خرید کالاهای مصرفی شود. در واقع نظام مالیات بر مصرف به طور خودکار تمام پس اندازها را در حساب های معاف از مالیات (مانند IRA) ذخیره می کند. چرخش از نظام مالیات بر درآمد به سمت نظام مالیات بر مصرف موجب افزایش انگیزه های پس انداز می شود.

نظرات مخالفان: نیازی به اصلاح قوانین مالیاتی به منظور تشویق پس انداز وجود ندارد

ممکن است افزایش پس انداز مطلوب باشد ولی نمی تواند تنها هدف سیاست مالیاتی محسوب شود. سیاست گذاران همچنین باید از توزیع عادلانه ی بار مالیاتی مطمئن باشند. مشکل مربوط به دیدگاه های تشویق و افزایش پس انداز این است که این پیشنهادات بار مالیاتی افرادی را بیش تر می کند که حداقل توانایی را در پرداخت مالیات دارند.
این یک واقعیت انکارناپذیر است که خانوارهایی با درآمد بالا در مقایسه با خانوارهای کم درآمد بخش بیش تری از درآمد خود را پس انداز می کنند. در نتیجه هر تغییر یا اصلاح مالیاتی به نفع کسانی که پس انداز بیش تری دارند در واقع به نفع افرادی با درآمد بیش تر است. سیاست های مالیاتی مانند حساب های پس انداز بازنشگستی معاف از مالیات بسیار جذاب به نظر می رسد ولی نهایتاً منجر به یک جامعه با نابرابری بیش تر یا عدالت کم تر می شود. با کاهش بار مالیاتی افراد ثروتمندی که از این نوع سپرده ها سود بیش تری می برند، تلاش دولت برای افزایش بار مالیاتی افراد فقیر بیش تر خواهد شد.
علاوه بر این، سیاست های طراحی شده به منظور تشویق پس انداز برای رسیدن به این هدف چندان مؤثر نیستند. پژوهش های بسیار زیادی نشان داده اند که پس انداز نسبتاً بی کشش است؛ به عبارت دیگر مقدار پس انداز نسبت به نرخ بازده پس انداز ( سپرده گذاری) چندان حساس نیست. اگر چنین چیزی صحیح باشد آن گاه طرح های مالیاتی که موجب افزایش بازده مؤثر با کارآمد از طریق کاهش مالیات بر درآمد می شود، موجب ثروتمندتر شدن ثروتمندان خواهد شد بدون آن که بر سطح پس انداز آن ها در مقایسه با سایر افراد تأثیری داشته باشد.
نظریه های اقتصادی هیچ توصیف روشنی درباره ی این مسئله ارائه نمی کنند که آیا نرخ بازده بیش تر باعث افزایش پس انداز می شود یا نه؟ نتیجه ی نهایی بستگی به افزایش نسبی دو اثر، اثر جانشینی و اثر درآمدی مخالف هم دارد. از یک سو نرخ بالاتر بازده سپرده گذاری منافع ناشی از پس انداز را افزایش می دهد: هر دلار پس انداز امروز باعث می شود در آینده مصرف بیش تری داشته باشیم. این اثر جانشینی باعث افزایش انگیزه ی پس انداز می شود. از سوی دیگر نرخ بالاتر بازده پس انداز تمایل و نیاز به پس انداز را کاهش می دهد: در نرخ های بازده بالاتر یک خانوار با پس انداز کم تری می تواند به سطح مصرف دلخواه خود در آینده برسد. این اثر درآمدی باعث کاهش انگیزه ی پس انداز می شود. اگر آثار جانشینی و درآمدی تقریباً مساوی باشند و یکدیگر را خنثا کنند، برخی مطالعات نشان می دهند که با وضع مالیات کم تر که باعث افزایش بازده پس انداز می شود سطح پس انداز تغییری نمی کند.
البته به جای آن که با کاهش مالیات ثروت افراد را افزایش دهیم روش های دیگری نیز برای افزایش پس انداز ملی وجود دارد. پس انداز ملی مجموع پس انداز خصوصی و پس انداز عمومی ( دولتی ) است. به جای آن که تلاش کنیم با تغییر نظام مالیاتی ( کدهای مالیاتی ) پس انداز بخش خصوصی را افزایش دهیم، سیاست گذاران می توانند از طریق کاهش کسری بودجه، به طور مثال با افزایش مالیات بر ثروتمندان، پس انداز دولتی را افزایش دهند. به این ترتیب پس انداز ملی افزایش می یابد و شکوفایی اقتصاد را برای نسل های آینده به ارمغان می آورد.
در واقع از آن جا که پس انداز عمومی ( دولتی ) نقش مهمی در تشکیل پس انداز کل دارد، ممکن است قوانین مالیاتی به منظور تشویق پس انداز نتیجه ی عکس داشته باشد. تغییرات مالیاتی که موجب کاهش وضع مالیات بر درآمد سرمایه ها می شود درآمد دولت را کاهش داده و در نتیجه منجر به کسری بودجه خواهد شد. به منظور افزایش پس انداز ملی، تغییر نظام مالیاتی ( کدهای مالیاتی ) قطعاً پس انداز خصوصی را به مراتب بیش از کاهش پس انداز ملی افزایش می دهد. اگر این نتیجه گیری صحیح نباشد همان طور که شایع است دنبال کردن روش های تشویق پس انداز به طور بالقوه ممکن است وضعیت را بدتر کند.
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد. کتابهای زیادی در شصت و سه درصد گذشته، حال و آینده شناخت فراوان جامعه و متخصصان را می طلبد

    پاسخ دهید

    آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای اجباری مشخص شده اند*